در آیه ی سوم سوره نساء دیدیم که ما ملکت ایمان از قشر یتیمان نمی توانند باشند. به آیه بعدی که شامل عبارت اخیر است توجه می کنیم و ترجمه ای از آن به دوستان ارائه می دهیم.
اگر مشکلی در ترجمه بود متذکر شوید تا رفع شود.
وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَیمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَیكُمْ وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِینَ غَیرَ مُسَافِحِینَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَیكُمْ فِیمَا تَرَاضَیتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِیضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِیمًا حَكِیمًا : و محصناتی از زنان ، به جز ما ملکت ایمان'اتان. کتاب خداوند برای شماست. و حلال شد برایتان زنانی به غیر آنها، بدرستی بجویید با اموالتان محصنینی به غیر از مسافحین، پس چنان که بهره مند شدید از آن ها پس بپردازید به آن ها اجراهایشان را با فریضه ، و گناهی نیست برای تان در آن چه توافق کنید با او پس از فریضه. همانا خداوند همیشه علیم و حکیم است.
سوره النساء آیه 24
وَالْمُحْصَنَاتُ : محصناتی
مِنَ : از
النِّسَاءِ : زنان
إِلَّا : به جز
مَا : ما
مَلَكَتْ : ملکت
أَیمَانُكُمْ : أیمان'اتان
كِتَابَ : کتاب
اللَّهِ : خداوند
عَلَیكُمْ : برای شما
وَأُحِلَّ : و حلال شد
لَكُمْ : برایتان
مَا : آن چه
وَرَاءَ : پشت ، پشت سر ، در پس ، به غیر
ذَلِكُمْ : آن ، آنها
أَنْ : اینکه ، بدرستی
تَبْتَغُوا : جویید ، طلب کنید.
بِ : با
أَمْوَالِكُمْ : اموالتان
مُحْصِنِینَ : محصن ها
غَیرَ : به جز از ، به غیر از
مُسَافِحِینَ : مسافح ها
فَمَا : پس آن چه ، پس اگر
اسْتَمْتَعْتُمْ : بهره مند شدید
بِهِ : با ان ، با او
مِنْهُنَّ : از آنها
فَآتُوهُنَّ : پس بپردازید'اشان
أُجُورَهُنَّ : اجرهای'اشان
فَرِیضَةً : فریضه
وَلَا جُنَاحَ : و گناهی نیست
عَلَیكُمْ : برای تان
فِیمَا : در آن چه
تَرَاضَیتُمْ : توافق کنید
بِهِ : با ان ، با او
مِنْ : از
بَعْدِ : پس
الْفَرِیضَةِ : فریضه
إِنَّ : همانا
اللَّهَ : خداوند
كَانَ : همواره
عَلِیمًا : علیم است
حَكِیمًا : حکیم است.
قبل از ارائه ترجمه آیه 24 سوره نساء، از چند نوشته ملال آور، دلگیر شده بودم.
من فعلا کاری به این ندارم که آیا در صدر اسلام روابط کنیزداری وجود داشته است و یا وجود نداشته است. فقط میخواهم با فرضیات صحیح به احکامی صحیحی برسم! همین !
میگویند اسلام 1400 سال پیش پایانگر روابط کنیز داری بوده است. الحمد الله.
سپس میگویند قرآن اجازه ازدواج مردان و بانوان را به ترتیب با کنیزان و بردگان «برای رفع نیاز جنسی» داده است!
معلوم نیست چرا زمان صدر اسلام برای رفع نیاز جنسی، مجوز ازدواج با کنیزها و بردگانی که ریشه کن شده اند و یا در حال ریشه کن شدن بودند از جانب پروردگار داده شده است ؟!
مگر پروردگار با بندگانش شوخی داشته است و یا آنها را به مسخره گرفته است ؟ آیا باید با برخورد با اینگونه تناقضات گمان بریم که در آیات الهی تناقضاتی است ؟ یا حتم کنیم که در ترجمه ها مشکل فاحشی ایجاد شده است ؟ کدامین آنها ؟
میفرمایند مشکلی نیست اگر یک فردی که ازدواج نکرده است (یک پسر و یا یک دختر بی همسر) با کنیزی (و یا برده ای) بعد ازدواج، در یک کلمه سکس نماید !
اما در مواردی که یک پسر و یک دختر (به قول خودشان آزاد) با هم با اجازه اهل شان ازدواج کنند و سکس بنمایند ، مشکل شرعی پیدا می کند !
جالب است برای مردود کردن رابطه دومی (ازدواج دختر با پسر برای رفع نیازهای جنسی) داستان ها می سرایند.
مثلا می گویند سکس دختر و پسر برای رفع نیاز جنسی خطر می آفریند و ممکن است میل به ازدواج برای بقاء را در میان آن ها کاهش دهد !
(اگر موارد دیگری هم است بگویید در اینجا لیست کنم !)
پس می پرسم چگونه ازدواج با برده یا کنیز و رفع نیاز جنسی با آنها خطری را ایجاد نمی کند ؟!
آیا پاسخی دارند بدهند جز ضجه مویه ؟!
شاهد بودم که برای اثبات روابط بردگی می فرمایند دختری را از فلان جا دزدیدند و به فلان جا به عنوان کنیز بردند. یا از فلان جا به فلان جا کنیز آوردند و ... . این ها را نمی توان پای اسلام نوشت. زیرا اگر اسلام پایانگر روابط کنیز داری است پس کنیزداری فلان مرد را چرا پای اسلام می نویسید ؟
پس باید تکلیف را مشخص کنند : اسلام پایانگر روابط کنیز داری بوده است یا روابط کنیز داری و آدم فروشی را قانونی کرده است؟!
با اینکه فکر کنم منظور خودم را رساندم اما امیدوارم عده ای از این نوشته ناراحت و دلزده نشوند.
وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِی الْیتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَیمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا
سوره ی النساء آیه 3
من ترجمه ی پیشنهادی خودم را میگذارم. البته در حد حدس و گمان است.
و َإِنْ : و اگر
خِفْتُمْ : می ترسید
أَلَّا تُقْسِطُوا : قسط ندهید
فِی : به ، در ، توی ، از ...
الْیتَامَى : یتیم ها
فَانْكِحُوا : پس نکاح کنید
مَا : آنچه
طَابَ : پاک ، پاکیزه (مقابل خبیث: آل عمران: 179 ، نساء: 2) ، مورد رضایت
لَكُمْ : برای خودتان
مِنَ : از
النِّسَاءِ : زنان
مَثْنَى : دو تایی
وَ ثُلَاثَ : و سه تایی
وَ رُبَاعَ : و چهار تایی
فَ : پس
إِنْ : اگر
خِفْتُمْ : می ترسید
أَلَّا تَعْدِلُوا : عدل نکنید
فَ : پس
وَاحِدَةً : یکی
أَوْ : یا
مَا : ما
مَلَكَتْ : ملکت
أَیمَانُ : ایمان
كُمْ : 'اتان
ذَلِكَ : آن
أَدْنَى : نزدیک تر و سزاوارتر ( روم : 3 - بقره : 282)
أَلَّا تَعُولُوا : مستمند نشوید یا آسیب نبینید
دوستان لطف کنند معنی تک تک این کلمات را همانند من مشخص کنند سپس در قالب جمله ترجمه آیه را بیان کنند.
فکر می کنم اگر دوستان راضی به رسیدن به نتیجه هستند باید این چنین عمل کنند.
صمیمانه تشکر میکنم.
================================
اصلاحیه اول
برداشت من از این آیات :
اولین آیه ی سوره نساء با عبارت یا أَیهَا النَّاسُ شروع می شود؛ عبارتی که خطاب به عموم مردم است و مختص به قشر خاصی
مثل ایمان آورندگان نیست.
خداوند در آیه دوم سوره نساء می فرماید:
وَآتُوا الْیتَامَى أَمْوَالَهُمْ : اموال یتیم ها را به خودشان بدهید.
اموال یتیم ها در دست عده ای است :
وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوبًا كَبِیرًا : اموال آنان را با اموال خود نخورید که این کار از حوبا کبیراست.
و در آیه ی سوم می فرماید :
وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِی الْیتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَیمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا : و اگر می ترسید به یتیم ها قسط ندهید پس نکاح کنید آن چه مورد رضایت است برای خودتان از زنان ، دوتایی و سه تایی و چهارتایی، پس اگر می ترسید عدل نکنید، پس یکی را یا ما ملکت ایمان'اتان را. آن سزاوارترست تا آسیب نبینید.
قبل از هر چیز باید به تفاوت معنای قسط عربی با اقساط زبان فارسی دقت کنیم که آقای محمد، متذکر شدند. چنان چه به آیاتی که شامل کلمه قسط هستند، مراجعه کنیم، قسط را به معنای هر چیزی را به یک اندازه دادن معنی می شود. در مورد النساء و الیتامی که به چه قشری مربوطند و محدودیتهای نکاح توسط مرد به نظرات همین بخش مراجعه کنید.
در این آیه با عبارت « مَا مَلَكَتْ أَیمَانُكُمْ » آشنا می شویم که از گذشته عده ای آن را « کنیز » و برای نخستین بار استاد پورپیرار آن را « داشتن کسی در اطراف خود » و دوستانی به نام آقای اترش و آقای محمد « افراد تحت سرپرستی » ترجمه کردند.
حال تا این جا می توان فهمید که ما ملکت ایمان از قشر یتیمان نیستند.
در ادامه بیش تر به این نکته خواهیم پرداخت. لطفا دوستان نظرات و نقد های خود را بیان کنند تا مطلب را باز بینی کنیم.
مدتی است با خواندن چند نظر در مورد آیات قرآن کریم، به خواندن و تدبیر آیات الهی بسیار و بسیار علاقه مند شدم. هرچه بیشتر درموردش می خواندم بسیار برایم جالب بود و می خواستم و می خواهم باز هم بخوانم و بدانم. با افراد بسیاری هم آشنا شدم. زمانیکه در ترجمه آیات از تفاسیری که آماجی از دروغ و داستانهایی که اصلا به آیات الهی ربطی ندارند را در آن داخل نمیکردم بسیار برایم جذاب بود. در این میان، نوشته های آقای ناصر پورپیرا که جدیدا افتخار آشنایی با او را پیدا کردم مطلبی را یافتم درمورد نبود کنیز داری در صدر اسلام. ایشان در اصل مطلب مدعی بودند که عبارت ماملکت ایمانکم که کنیز معنی می کنند در واقع کنیز نبوده و نیست. در این میان دو مستند به نام تختگاه هیچ کس و مستند طوفان نوح هم کار کرده اند که هنوز در حال تحقیق در مورد آنها هم هستم.
این وبلاگ را بدین جهت بازکردم که اولا در اکثر وبلاگ ها کار به فحاشی کشیده شده بود و کنترل آن چنانی صورت نمی گرفت و اگر می گرفت کار از کار گذشته بود و از بحث خارج میشد. دوما در ترجمه آیات کلماتی را وارد ترجمه نمی کردند. یا بیشتر وارد میکردند.
